کار و فناوری

انواع سیستم
نویسنده : صدیقه سمیعی - ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٢
 

ویژگیهای سیستم

حداقل از دو جزءتشکیل شده است

اجزاء با یکدیگر در ارتباطند.

این اجزاء روی سیستم اثر می گذارند

همیشه خصوصیت سیستم متفاوت از اجزاء ان است

 انواع تقسیم بندی سیستم ها

ساده و پیچیده _ باز وبسته _ اصلی و فرعی _ قطعی و احتمالی _طبیعی
و مصنوعی

برای اطلاعات بیشتر روی ادامه مطلب کلیک نمایید.


1    سیستم های ساده و پیچیده

برای یافتن ضوابط عمومی سیستم ها و دسته بندی آنها بر  اساس پیچیدگی کوشش
زیادی شده است، معروفترین طبقه بندی سیستم ها در این زمینه توسط بولدینگ انجام شده
است بولدینگ سیستم ها را به نه طبقه یا سطح تقسیم می کند.

این طبقه بندی به صورت سلسله مراتب بوده و طوری است که قوانین سطوح یا طبقات پایین ،در سطوح یا طبقات با لا صدق می کنند،در حالی که هر یک از طبقات بالا خصوصیات خاصی دارند که طبقات پایین فاقد انها است. طبقه بندی سیستم ها طبق نظر بولدینگ اینگونه است (الوانی، 1386): طبقه اول یا سطح اول را ساخت یا چارچوب می نامندکه در حقیقت به جغرافیایا
کالبدشناسی جهان مربوط است.به عنوان مثال،نقشه های زمین،منظومه شمسی و دیاگرامهای
مربوط به درجه حرارت یانمودار سازمانی را می توان نام برد .

این سطوح قوانین استاتیک را در بر می گیرید که در سطوح بالا نیز مثل حیوان و انسان (سطوح 6و7)صدق می کند.بولدینگ از این طبقه به عنوان قالبهای دارای ساخت استاتیک نام می برد.

طبقه دوم،سیستمهای متحرک وساده هستند که در بر گیرنده قوانین دینامیک می باشد،مثل دوچرخه،ماشین و...چرخش منظومه شمسی نیز در این سطح قرار می گیریند.

این طبقه را طبقه چرخش ساعتی اجسام وستارگان می نامند.

طبقه سوم،سیستمهای سایبرنتیک یا سیستمهایی است که توسط مکانیزم بازخورد کنترل می
شوند.این سطح را سطح سیستم سایبرنتیکس یا مکانیزم کنترل می نامند.ترموستات نوع
ساده و کامپیوتر نوع پیشرفته این طبقه است.در این سیستمها،ارتباط و کنترل لازمه
تعادل سیستم به شکلی که قبلا تنظیم شده می باشد.

طبقه چهارم،یاخته یا سلول است که در حقیقت مرز جدایی موجود زنده از جمات می باشد و
گاهی انرا طبقه سلول نیز می نامند .

طبقه پنجم،سطح روییدنی یا گیاه نامیده می شود این سطح مربوط به زندگی گیاهی است که
در ان ساده ترین مرحله تقسیم کار بین سلولها انجام می گیرید و مجموعه از سلولها
تشکیل برگ،تخم،ریشه را می دهند و هر یک وظیفه خاصی را عهده دار می شوند.

طبقه ششم،زندگی حیوانی است که دارای گیرندهای اطلاعاتی مخصوصی همچون چشم وگوش است
وسیستم اعصاب،مغز که حیوان را قادر می سازد تا اطلاعات گرفته شده را تنظیم کند و
نسبت به ان عکس العمل مناسب نشان دهد .این طبقه را سطح حیوانی یا خود وقوفی و
رفتار هدف دار می نامند. طبقه هفتم،انسان است که دارای خود اگاهی است وشاید تنها
موجودی باشد که می داند که می داند.حافظه انسان نسبت به حیوانات بسیار تکامل یافته
است مطالعه تاریخ کذشته و کاربرد نتایج ان،برای پیش بینی و ساختن اینده مختص اوست.

طبقه هشتم ،سیستم سازمان اجتمعی است که پیچیده ترین سیستمهای موجود و بالاترین
طبقه است که تاکنون تجزیه تحلیل عملی شده است واحد تشکیل دهنده این سیستم نه خود
انسان،بلکه نقشی است که اودر جامعه به عهده می گیرید.

طبقه نهم،مربوط به دنیای ناشناخته ها است که گیرنده های اطلاعاتی بشر قادر به
گرفتن اطلاعات از آنها نیست و هنوز انسان از طریق علم و دانش نتوانسته است به آن
راه پیدا کند.  

      

   سیستمهای باز و بسته

سیستم بسته سیستمی است که با محیط خود به تعادل ثابت رسیده باشد.این سیستم که با
استفاده از فیزیک کلاسیک طرح شده است،به صورت تئوریک ودر حالت مطلق خود منحصر به
دنیای بسته هسته ی اتم هااست که با محیط خارج خود رابطهای ندارند و در صورت ارتباط
متلاشی و منفجر می گردند.

در مدیریت سیستم بسته شامل مکتب کلاسیک می شود واز انجا که سازمانهای مبتنی بر اصول (مدیریت علمی)بیش از انکه در ارتباط با محیط خود وعوامل انسانی باشند،به عوامل فیزیکی و انهم عوامل فیزیکی داخل سازمان توجه دارند ونیز از انجایی که شروع و خاتمه ی فعالیت های افراد،نوع،تعداد و ساعات کار انها درشرح وظائف به صورت خشک و انعطاف ناپذیر طبقه بندی و تنظیم شده است،واژه سیستمهای بسته در مورد انها بکار می رود.

هرچند این واژه به صورت نسبی در این سازمان ها مفهوم پیدا می کند و مفهوم مطلق ان در مدیریت و به طور کلی در علوم انسانی مصداق ندارد.سیستم باز سیستمی است که با محیط خود به یک تعادل پویا (دینامیک) رسیده باشد.

 بدین ترتیب که از تغیییرات محیط متاثر شده و خود نیز روی محیط اثر می گذارد
و تعادل ان پیوسته در حال تغییر است واز یک تعادل به تعادل جدیدی میرسد.در سیستمهای
باز به دلیل ارتباط دائم با محیط خود تمایل به نظم وجود دارد و سیستم در حال رشد
است که علت ان جذب انتروپی منفی از محیط از طریق تبادل ماده،انرژی،و اطلاعات می
باشد

   سیستمهای اصلی و فرعی

محدوده و مرزهای یک سیستم،قراردادی است،زیرا هر سیستم می تواند جزئی از یک سیستم
بزرگتر باشد در این صورتسیستم بزرگتر را سیستم اصلی و سیستمهای تشکیل دهنده ی انرا
سیسم های فرعی می نامند.به همین ترتیب سیستمهای فرعی نیز می توانند از سیستم های
کوچکتر بوجود امده باشند.مثلا انسان خود یک سیستم است که از سیستمهای فرعی زیادی تشکیل
یافته است مانندسیستم گوارش،سیستم اعصاب،سیستم گردش خون،سیستم...حال این سیستم
اصلی که انسان است ممکن است جزئی از یک سیستم اموزشی بنام مدرسه باشد.

   سیستمهای قطعی و احتمالی

این تقسیم بندی توسط استافورد بیر انجام شده است و به موجب ان در سیستم های قطعی
نتایج کار یک سیستم را می توان کاملا پیش بینی کرد در حالی که در سیستمهای
احتمالی،پیش بینی دقیق و قطعی نتایج امکان پذیر نیست.

بعنوان مثال در یک کارخانه که دارای چندین ماشین ی باشد،می توان با در دست داشتن
اطلاعات کافی از مواد موجود و مشخصات ماشین،مقدار و نوع محصول تولید شده را پیش
بینی کرد،اما هر اندازه این کارخانه پیچیده تر شود میزان یش بینی محصولات ان مشکل
تر می شود.

    سیستم های طبیعی و مصنوعی(تقسیم لازلو)

یکی از طبقه بندیهای دیگر سیستم ها ،طبقه بندی آنها به سیستمهای طبیعی و مصنوعی می
باشد که توسط اروین لازلو ارائه شده است.لازلو واژه طبیعی را در مقابل واژه مصنوعی
(نه واژه اجتماعی) برگزیده است و منظور نامبرده از سیستم طبیعی ،سیستمی است که بر
خلاف سیستم مصنوعی ،موجودیت ان مدیون برنامه ریزی و عملکرد اگاهانه آدمی نیست.این
سیستم شامل خود انسان و بسیاری از سیستم های گروهی است که انسان در ان شرکت دارد.

لازلو برای توضیح سیستم طبیعی ،به دنبال نا متغیرهایی می گردد که این سیستم را از سایر سیستم ها جدا می کند.منظور از نا متغیر ها وجوه ثابت و لایتغیر پدیده ها است.برای پیدا کردن این نامتغیرها باید جنبه های تکراری پدیده ها را شناخت وآنها رابعنوان نامتغیرهای اساسی از سایر جنبه هایدیده جدا کرد.این نامتغیرها را که نامتغیر های سیستم هستند بعنوان (نامتغیرهای سازمانی)می شناسند.

لازلو ،چهار نامتغیر سازمانی را بعنوان مشخص کننده نظامهای طبیعی مورد بررسی قرارمی دهد.اما قبل از اینکه به وضیح این نامتغیرها بپردازد،سیستمهای طبیعی را به سه مقوله دون اورگانیک ،ارگانیک ،فوق اورگانیک تقسیم می نماید .این تقسیم بندی بیشتر جنبه سازمانی دارد تا جنبه برسی ماهیت وجوهر پدیده.سطح دون ارگانیک شامل قلمروعلوم فیزیکی است که از اتم شروع می شود و به ویروس منتهی می گردد.سطح ارگانیک،شامل :قلمرو علوم زیستی است که از یاخته اغاز می شود وبه پستانداران ختم می گردد.

منبع: پاپیروس